اسلام چگونه دینی است؟ چه تعدادی از مردم جهان مسلمانند وآمار چه چیزی نشان می دهد؟(۱) چه دایلی باعث گرایش آنان به اسلام می شود؟ آیا واقعا به مسائل دینی و باید ونبایدهای مذهبی عمل میکنند؟

این ها سوالاتی بود که بعد از مطالعه کتاب دخترانِ راهی دیگر(۲) برای تمام آن ها پاسخی مناسب یافتم. وچه بسا دریافتم که ارزش راهی که آن ها انتخاب کرده اند خیلی بالاتر از ارزش عبادات وعاداتی! است که ما به جا می آوریم. نماز خواندن ما مسلمانانی که هرروز سه مرتبه صدای اذان را در گوشه وکنار شهرمان و بر فراز مساجدی که شاید درهر خیابانی ساخته شده باشند می شنویم و نماز خواندن مسلمانی که در کشوری مانند آمریکا شاید به ندرت مسجد و مناره ای ببیند یا صدای زیبای اذان به گوشش برسد،قابل مقایسه نیست....

سخن نویسنده کتاب دخترانِ راهی دیگر!

انتخاب اسلام در آمریکا مسیر ساده ای نیست.مسلمانان از نظر بیشتر آمریکایی ها افراد بیگانه تلقی می شوند.

پوشیدن روسری، نپذیرفتن نوشیدنی های موجود در جامعه، قمار نکردن، نداشتن احساسات وطن پرستانه نسبت به آمریکا و... روش هایی نیست که به جلب دوستی منجرشود.برخی افراد، کسانی را که تغییر دین می دهند "کم عقل" می دانند و آنان را طرد می کنند...(۳)

یکی از زنان تازه مسلمان آمریکایی در پاسخ به این سوال که اسلام چگونه دینی است اینطور می گوید:

_«اگر اسلام واقعی را می شناختید بی درنگ به آن رو می آورید، با این همه، اسلام واقعی فقط نمونه ای آرمانی در ذهن ماست!

روابط زناشویی حفاظت می شود و شکوفایی تمایلات جنسی در لفافه و پنهان از انظار مردم است،خیابان ها امن می شود، کودکانتان در معرض انواع واقسام خطرات قرار نمی گیرند و به آموزش ارزش ها و مهارت های عملی دست خواهند یافت، درآمد شوهرتان برای حمایت از خانواده کافی خواهد بود وشما به عنوان یک زن، آزادید که به دور از هر دغدغه (مثلا تجاوز جنسی و بی احترامی به شخصیت زنانه تان) باحجاب کامل کارکنید، درس بخوانید یا درجنبه های دیگر رشد نمایید.

انسان ها با وحشت از بیکاری یا ترس از ضبط کردن دارایی رهن شده زندگی نمی کنند. اقتصاد بر پایه سرمایه گذاری های محلی کوچک و نظام بانکی بدون بهره خواهد بود. زندگی دوباره قابل تحمل خواهد شد. تمامی این ها فقط سرآغاز است.اگر به مسجدی زیبا وب زرگ وارد شوید و به عبادت راستین خدا بپردازید؛ عمیقا ارضا می شوید و احساس کرامت می کنید.

روزی تمامی این ها همراه با رحمت خداوند نصیبمان خواهد شد.(۴)

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره نماز

_نمازهای پنج گانه ی روزانه احتمالا مشکل ترین کار است.چون شیوه ی زندگی آمریکایی ما اغلب مانع از آن می شود که نمازها را در سر وقت خود به جا آوریم.بعضی مواقع زمان بندی مناسب برای انجام کارهای دیگر، فرصت لازم برای نماز را پدید می آورد.هرگز نماز را ترک نکرده ام؛ حتی اگر نتوانسته باشم آن ها را در وقت خودشان بخوانم .اگرچه نماز خواندن من کار بزرگی در نزد خداوند به حساب نمی آید اما هر عمل کوچکی در حین نماز همواره یاد خداوند را در فکر و قلب من زنده نگاه می دارد.(۵)

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره روزه

_ هیچ وقت اولین ماه رمضان را فراموش نمی کنم.می توانم آن را تنها یک آزمایش آن هم شش ماه پس از ادای شهادتین بدانم.خیلی آسان تر از چیزی بود که فکر می کردم.اما باید دانست که باید تلاش کرد و لازمه ی روزه گرفتن،تعهد کامل مذهبی و ذهن و فکری متعالی است.(۶)

_ مشکل ترین وظیفه مذهبی که با آن مواجه شدم روزه ی ماه رمضان بود.

چند دفعه گلویم به شدت خشک شد یا اینکه دچار سردرد شدم و دلم می خواست دارو بخورم.اما خودداری کردم .به امام حسین(ع) فکر کردم که با زبان تشنه در صحرای کربلا به شهادت رسید.به یاد افراد بی خانمان و افراد تهیدست و مصیبت زده افتادم که نمی دانند چه وقت می توانند وعده ی دیگری غذا بخورند.(۷)

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره حجاب

_ پوشیدن حجاب آسان بود اما مردم دائما از من سوال می کردند که آیا من بیماری خاصی دارم که اینطور لباس می پوشم .به نظر می رسید فکر می کنند من موهایم را از دست داده ام و با روسری کچلی ام را می پوشانم. بعد که درباره دلایل مذهبی و اهمیت پوشیدن حجاب برایشان توضیح می دادم به من می گفتند: یعنی من دیگر هیچ وقت نمی توانم موهای قشنگ تو را ببینم؟ آن ها توان درک این مسائل را نداشتند.(۸)

_ در طول زمستان بسیاری از مردم روسری یا کلاه بر سر دارند اما وقتی تابستان از راه رسید، من همچنان روسری می پوشیدم و در جمع مردم نیز حاضر می شدم .استوار و ثابت قدم ماندم. اسلام را نمی شود با چیز دیگری قاطی کرد یا بگویی "وقتی در آمریکایی، مثل آمریکایی ها باش ."به چیزی که اعتقاد داری و می پنداری درست است باید عمل کنی.حتی اگر تمام مردم،جور دیگری رفتار می کنند. حالا مشاهده مردمی که به من خیره می شوند یا مسخره ام می کنند مرا بیشتر متمایل به پوشیدن حجاب می کند.(۹)

_  از نظر من بهترین حق و حقوق اسلامی تا امروز حجاب است. من این حق را دارم که به عنوان یک زن معمولی، نه یک تکه گوشت که باید احمقانه به آن نگاه شود، در نظر گرفته شوم.مردم وقتی با من صحبت می کنند به چشم های من خیره می شوندو من را یک بانوی متشخص می دانند.(۱۰)

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره عفاف

_ یکی از مهم ترین تغییراتی که کرده ام این بوده که مراقب نحوه ی حرف زدنم با مردها باشم.لازم بود که بسیار سنجیده عمل کنم و درباره مسائل شخصی حرف نزنم.

دیگر نمی توانم مثل سابق با دوستان مرد خود سلام و خوش وبش کنم و حتی برای یک گفتگوی بی مورد توقف کنم.وقتی بیرون اداره منتظر شوهرم هستم ، همکاران و دوستان شوهرم حتی برای احوالپرسی ساده از پنجره ماشینشان هم توقف نمی کنند.(۱۱)

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره ازدواج(۱۲)

_ شوهرم را در یک مکان عمومی در حالی که با یکی از آشنایان قدیمی و مشترکمان بودم ملاقات کردم.

او لبخند زیبایی برلب داشت و آرام صحبت می کرد.من به تازگی از رابطه ای بسیار ناخوشایند با مردی معتاد خلاص شده بودم.بنابراین نظرم درباره مردان بسیار منفی بود.با این همه عجیب بود که دوباره متوجه ازدواج شدم.می دانستم که نیت او سوءاستفاده جنسی نیست واین طرز رفتار برایم تازگی داشت.او چنان با ملاحظه بود که قبل از ازدواج هرگز مرا به تنهایی و بدون همراه جایی نمی برد.احساس می کردم که فردی محترم و با شخصیت هستم.

او را نجیب، قوی، مهربان، باهوش، مودب، شاد، حمایتگر، مسئولیت پذیر و دارای تدبیر مالی یافتم.

و بالاخره اعتقادات مذهبی او بود که مرا بیشتر وبیشتر به اسلام علاقه مند کرد.

نظر زنان مسلمان آمریکایی درباره تربیت فرزندان

_ والدین باید نسبت به فرزندانشان مهربان و بامحبت باشند. در اسلام سیلی زدن، کتک زدن، دشنام دادن و یا ترساندن او ممنوع است.این ها همگی نوعی محرومیت است که والدین مسلمان نباید از آن ها استفاده کنند.به همین دلیل سعی کردم اگر کودکان بدرفتاری می کنند به صورت کلامی توضیح بدهم و عملا رفتار درست را نشانشان بدهم.(۱۳)

زنان تازه مسلمان  آمریکایی از حسرت هایشان می گویند(۱۴)

_ تنها چیز خوبی که در مسیحیت داشتیم تزیین درخت و دریافت هدیه کریسمس بود.فقط همین.اما حالا که مسلمان شده ام می بینم اعیاد زیادی داریم که در آن ها جشن می گیریم و شادی می کنیم.ما تعطیلات زیادی داریم که مسیحیان از آن بی خبرند.

فرزندان ما نیز خوشحال اند و در کمال صحت وسلامت بزرگ می شوند.

_ به خاطر پوشیدن حجاب دیگر باد در میان موهایم نمی وزد .اما به خودم می گویم در ایمانت قوی باش تا خداوند به تو پاداش دهد.

_ تنها موردی که نسبت به آن احساس کمبود می کنم این است که در این کشور به خاطر اعتقاداتم نمی توانم به هر جایی بروم و و یا ورزش های مورد علاقه ام مثل شنا را انجام بدهم.همین طور شوهر و پسرم که خیلی به شنا علاقه دارند اما نمی دانیم چه کار باید بکنیم!

_ از هیچ کدام از چیزهایی که که در زندگی قبلی ام داشتم و مجبور به ترک آن شدم ناراحت نبودم مگر خوردن پیتزای سوسیس. اما حالا جایی را در محلمان پیدا کردم که پیتزای سوسیس را با گوشت حلال درست می کنند.

_ دردناک ترین چیزی که از دست دادم روابط صمیمانه و خوب قبلی است .اما اکنون که در جمع خانوده ی مهربان و خونگرم همسرم هستم احاس خوشحالی می کنم.

ما کیستیم؟

- هنوز مسیح(ع) را دوست دارم وخدایی را که او نزدش عروج کرده می پرستم. ما تازه مسلمانان از آمریکا یا آمریکایی ها متنفر نیستیم. چیزی که از آن بیزاریم بی عدالتی، دروغ، بی دینی، تبعیض، سقط جنین، بی عفتی و سرپیچی ازفرامین خداونداست، زیرا خداوند را دوست داریم.

- کسی من را شستشوی مغزی نداده است.من فردی تحصیلکرده با ظرفیت های کامل فکری هستم.همرا با شوهرم یا بدون او همیشه مسلمان خواهم بود.از روی علاقه به شوهرم مسلمان نشده ام.می خواهم فرزندانم هم مسلمان بار بیایند.

- برخی از افرادی که می خواهند اسلام را بی اعتبار کنند می گویند:زنان در اسلام شهروندان درجه دو هستند و نسبت به مردان رتبه پایین تری دارند.آن ها می گویند که زنان مسلمان باید اول به مردان و بچه های خود غذا بدهند وبعد باقی مانده ی غذا را بخورند.این تحریفی بزرگ از حقیقت است. درست است که گاهی زنان دیرتر از دیگران غذا می خورند ولی این تنبیه یا مجازات زن بودن آن ها نیست و به آنان تحمیل نشده، بلکه زنان به سبب علاقه و وابستگی به خانواده چنین می کنند.آن ها می دانند که بچه ها برای سلامت و رشد طبیعی باید به دفعات تغذیه شوند ومردان برای حفظ توان خود و حضور بر سرکار یا تحصیل به تغذیه بیشتری نیاز دارند.به نظر زن مسلمان وقتی دیگران چیزی نیاز داند او نمی تواند فقط به رفع گرسنگی خود فکر کند.این چیزی است که خداوند در وجود او قرار داده است.(۱۵)

کلام آخر

اگر اسلام واقعی را می شناختید بی درنگ به آن رو می آوردید وسعی می کردید یک مسلمان واقعی باشید.

«زیبایی و قدمت اسلام حد و مرزی ندارد.به طور خلاصه،اسلام مذهب صلح وشادی است.»(۱۶)

پی نوشت ها:

۱. شمار مسلمانان جهان به يک ميليارد و ۵۷۰ نفر رسيده و به عبارتي تقريبا از هر چهار نفر در جهان يک نفر مسلمان است که اين رقم نشان می دهد ۲۳ درصد کل جمعيت جهان مسلمان است. از این شمار نزدیک ‌به ۲۰۰ میلیون نفرشیعه و بقیه سنی هستند. نزدیک‌به ۶۰٪ از مسلمانان جهان در آسیا زندگی می کنند.همچنین  ۸٪ از جمعیت کشور آمریکا را مسلمانان تشکیل می‌دهند(ویکی پدیا)

۲. دخترانِ راهی دیگر(سرگذشت زنان آمریکایی که اسلام را پذیرفته اند).کارول اِل آنوِی.ترجمه محمد عرب مازار یزدی،ناهید آزادمنش.تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی،۱۳۸۴

۳. ص۲۲۶

۴. ص۱۱-۱۲

۵. ص۱۰۶

۶. ص۱۱۰

۷. ص۱۱۱           

۸.ص۱۱۴

۹. ص۱۱۵

۱۰. ص۱۱۷

۱۱. ص۱۲۱

۱۲.ص ۱۵۶- ۱۵۸

۱۳. ص۱۸۲

۱۴. ص۱۳۳

۱۵. ص۲۱۴

۱۶. ص۲۱۹