قضا و قدر؟ جبر و اختیار؟
سوال: می دانیم که زیارت عاشورا حدیث قدسی است و می دانیم امام حسین(ع) با اینکه از شهادت خود و یارانش آگاه بود باز هم به کربلا رفت.اما اگر امام مجبور نبود و به صحرای کربلا نمی رفت یا سپاه یزید با اختیار آزاد ایشان را نمی کشتند، این حدیث قدسی اشتباه در می آمد.
این شبهه در حقیقت مصداق خاصّی از یک شبهه ی کلّی است درباره ی علم پیشین الهی و رابطه ی آن با اختیار انسان ؛ که می گوید: « اگر خدا علم پیشین به عاقبت انسانها دارد پس عاقبت هر کسی از قبل مشخّص شده است ؛ چرا که علم خدا تغییر ناپذیر است ؛ بنابراین اختیار معنایی نخواهد داشت.»
با توجه به توضیحاتی که درباره ی جبر و اختیار و معنای امربین الامرین تقدیم شد در پاسخ چند نکته قابل ذکر است:
۱ـ شکّی در این نیست که خداوند علیم ، از قبل عاقبت معاویه و یزید و ابن زیاد و ... را می دانست ؛ و ائمه نیز با علم لدنی خویش(که متصل به خزانه ی علم خداست)از هر پیدا و پنهانی آگاهند. امّا مشخص است که خدا عالم به عاقبت اختیاری این افراد بود نه عالم به عاقبت آنها صرف نظر از اختیارشان. یعنی خدا می دانست که اینها با اختیار خودشان جنایت خواهند نمود و چون علم خدا تخلّف ناپذیر است لذا محال بود که آنها با اختیارشان آن جنایات را انجام ندهند. کما اینکه خدا می دانست که حرّ بن یزید ریاحی نیز به اختیار خود در این جنایت شریک خواهد بود ولی او را لعن نکرد چون می دانست که با اختیار خود توبه خواهد نمود ؛ و چون در علم خدا او به اختیار خود تائب بود پس محال بود که اختیاراً توبه نکند.
۲- قیام امام حسین(ع) نیز در زمانی بود که اسلام به یک موئی بسته بود.به ظاهر کمیت و تعداد به حدی اندک می نمود که اگر واقعه ی عاشورا صورت نمی گرفت، اسلام از بین می رفت.یعنی امام حسین وقتی می دیدند حلال و حرام خدا به دست یزید و اطرافیان او زیرپا گذاشته شده وظیفه ی خود می دید که جان خویش را در راه احیای دین جدش(ص) و امر به معروف و نهی از منکر و حفظ اسلام فدا کند و اتفاقا این بهترین معنای اختیار انسان است که امام با اینکه از مرگ خویش در روز عاشورا آگاه بود با پای خویش به مقتل رفت.