چرا از زندگی احساس رضایت ندارم؟
برخورداری از یک زندگی آرام، شیرین و رضایت بخش، آرزوی انسان است؛ که البته گاهی به یک رؤیا و یا افسانه می ماند. ما ناراضی هستیم. این نارضایتی ما را عصبی و گاهی سرکش میکند. تند صحبت میکنیم. تحمل نداریم و خلاصه آن که دلمان پر است. اما چرا؟ یکی از عمده دلایل بروز احساس نارضایتی، محقق نشدن خواستههایمان است. یعنی مثلاً میخواستیم در کنکور قبول بشویم؛ اما نشدیم. میخواستیم به مدارج عالی در کارمان برسیم؛ اما نرسیدیم. اینها ما را دل زده میکند؛ چون هدفمان را از دست میدهیم و خود را بازنده میدانیم.بنابراین شادی و آرامش یا افسردگی و اضطراب ناشی از احساسی است که انسان در زندگی دارد. احساس رضایت موجب نشاط و آرامش می شود و احساس نارضایتی موجب تنش و فشار روانی. واقعا چرا احساس رضایت در زندگی اینقدر سخت شده و چرا ما مدام از شرایط زندگیمان شکایت میکنیم و میگوییم کاش اوضاع بهتر بود؟
این سؤال و سؤالهای مشابه که افراد بسیاری با آن دست به گریبان هستند، بهانه ی خوبی است برای ذکر این مطلب که خوشبختانه و البته بر خلاف تصور موجود، دین، آموزه های فراوانی در حوزه ی مهارت های زندگی دارد.آموزه هایی که یا دیده نشده یا به درستی فهم نشده اند.به جهت جایگاه مهمی که رضامندی از زندگی در تکامل معنوی دارد؛ اولیای دین در کنار تعالیم قدسی و الهی خویش مهارت های زندگی را به پیروان خود می آموزند.
از سویی بحث های مهارت های زندگی وشیوه های رضامندی رونق زیادی در جامعه یافته و کتاب های فراوانی از روان شناسان غربی ترجمه شده و روانه ی بازار گشته است، هرچند برخی آموزه های آنان همان چیزهایی است که صدها سال قبل معصومین نقل کرده اند، اما برخی نیز هیچ گونه تناسبی با دین و فرهنگ ما ندارد. بدیهی است که اگر مهارت های زندگی از پایگاه دین بیان شود هم تأثیر بیشتری در مردم خواهد داشت، هم اعتماد بیشتری به آن است.
بخش اعظم سخت شدن زندگی مربوط به سخت گیری ماست نه وجود مشکلات. گاهی وقت ها آن قدر زندگی را سخت می گیریم که غیرقابل تحمل جلوه می کند و حال آنکه واقعیت چیز دیگری است، زندگی آن قدر هم که می پنداریم سخت نیست....
یکی از کلیدهای رضایت از زندگی«راحت گرفتن زندگی» است، راحتی زندگی را باید در خودمان جستجو کنیم...پس زندگی را راحت بگیرید تا راحت زندگی کنید. امام کاظم (ع) در این باره می فرمایند:« دنیا را ناچیز بشمارید و آن را راحت بگیرید که به تحقیق هیچ مردمی آن را راحت نگرفتند مگر آن که خداوند زندگی را بر آنان گوارا نمود.»(۱)
همیشه راحتی زندگی در امکانات آن نیست، در راحت گرفتن زندگی هم هست.کسی که نتواند زندگی را راحت بگیرد، لذتی از زندگی نخواهد برد،هرچند امکانات زیادی داشته باشد...
در حدیث معروفى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده: تَفَأَّلُوا بِالْخَیْرِ تَجِدُوهُ: «کارها را به فال نیک بگیرید (و امیدوار باشید) تا به آن برسید» (۲) همچنین فرمود: اَلطِّیَرَةُ شِرْکٌ: «فال بد زدن (و آن را مؤثر در سرنوشت آدمى دانستن) یک نوع شرک به خدا است». (۳)
همچنین « یکی از جلوه های راحت گرفتن زندگی این است که انسان آنچه را بی فایده ست ، ترک کند، بسیاری از چیزهای زندگی، غیرضروری و بی فایده اند که بدون آن ها هم می توان زندگی کرد.کسانی که تجربه کرده اندمی گویند:بدون بعضی چیزها هم می توان زندگی کرد! از حضرت سلیمان(ع) نقل شده که فرموده اند:نرم و سخت زندگی را تجربه کردم ، دیدم که کمترین آن نیز کفایت می کند.
هوس های زندگی هم از آزارهای بزرگ زندگی هستند.ما برای آنکه زندگی بهتری داشته باشیم هوس ها و آرزوهای زیادی در سر می پرورانیم. اما غافل از اینکه هوس ها قربانگاه های آسایش و آرامش زندگی اند... امام علی(ع) می فرمایند:«زندگی را جستجو کردم و آن را جز در ترک کردن هوس ندیدم، پس هوس را ترک کنید تا زندگی تان لذت بخش گردد.»
بنابراین برای رسیدن به یک زندگی لذت بخش باید دنیا را ناچیز شمرد وآن را راحت گرفت.
زندگی را راحت بگیرید تا راحت زندگی کنید.مطمئن باشید همه چیز به دست خود شماست...» (۴)
پی نوشت ها:
۱. حسن بن ابی الحسن دیلمی ،اعلام الدین، ص ۲۸۰.
۲. ر.ک: ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، قم، دار الحديث - ۱۳۷۶ ش، ص۱۹۹
۳. مجلسى، محمد باقر ، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، تهران دار الكتب الإسلامية - ۱۴۰۴ ق ، ج۲۶ ؛ ص۱۰۰
۴. پسندیده، عباس، رضایت از زندگی (صص۱۳۷-۱۳۹)